نوشته النا آگویلار

ترجمه: کوچینگ ایزانیان
کوچینگ (مربیگری) جزء ویژه ای از هر برنامه توسعه حرفه ای موثر برای مدرسان است. کوچینگ می تواند اراده، مهارت، دانش و ظرفیت های معلمان را توسعه دهد؛ زیرا  میتواند  مرزهایی را درنوردد که سایر روش های توسعه مهارت های حرفه ای، قبلا کمتر به آن نزدیک شده اند: شامل رفتار، تجارب، باورها، ارزش ها و احساسات یک آموزشگر. کوچینگ رابطه ای را ایجاد می کند که مراجع در آن کانون توجه بوده و بنابراین می تواند دانش جدیدی را به دست آورده و به کار بگیرد. یک مربی میتواند شرایطی را فراهم کند که در آن بازتاب و یادگیری عمیق صورت میگیرد، شرایظی که یک معلم میتواند به راحتی برای تغییر تجربیات خود، ریسکک  کند.کند

 

تا به امروز، یکی از جامعترین مطالعات در زمینه کوچینگ، در سال ۲۰۰۴ توسط بنیاد اننبرگ برای اصلاحات آموزشی انجام شده است. این گزارش یافته هایی را ارائه می دهد که اعتبار زیادی برای کوچینگ، به همراه داشته است. کوچینگ به معلمان اجازه می دهد تا یادگیری خود را عمیق تر، با تکرار بیشتر و به طور یکنواخت تر نسبت به معلمانی که به تنهایی و بدون مهارت های کوچینگ کار می کنند، به کار بگیرند. کوچینگ از معلمان حمایت می کند تا ظرفیت خود را برای بازتاب و بکارگیری اموخته های خود در کار با دانش آموزان و نیز در کار با یکدیگر تقویت کنند. و بهبود بخشند.

یکی دیگر از یافته های کلیدی در این تحقیق این بود که کوچینگ موجب پیگیزی مستمر بکاربستن آموخته های آموزگارلن و پاسخگویی و مسئولیت پذیری  متقابل می شود. مربیگری، فرایند حمایتی است که تلاش می کند تا به نیازهای دانش آموز و معلم به شکل مستمر، یکنواخت و اختصاصی،پاسخ دهد.

در نهایت، گزارش Annenberg مشخص کرد که مربیگری یا کوچینگ، موجب تقویت رهبری جمعی در  سیستم یک مدرسه می شود. یکی از ویژگی های مهم کوچینگ این است که از روابط بین مربیان، دانش آموزان و معلمان برای سازماندهی یک گفتمان استفاده می کند که منجر به تغیرات دانش رفتاری، آموزشی و محتوایی می شود.

 

ثبت دیدگاه