کوچینگ (coaching)  که آن را مربیگری یا رهیاری نیز می نامند، یک واژه وارد شده به زبان انگلیسی در اواسط قرن شانزدهم میلادی است که به معنای  جابجایی مردم از یک مکان به مکانی دیگر  Coach: A horse-drawn carriage Oxford English Dictionary  است. کوچ یک وسیله نقلیه بود که برای جابجایی مردم در مجارستان، استفاده میشده است.

ناگفته پیداست که بسیاری از ما واژه کوچ را به معنای مربی ورزشی شنیده ایم.

 

 

 

شاید بتوان گفت که سقراط اولین کسی بودکه رویکرد کوچینگ را انتخاب و اجرا می کرد. سقراط با پرسش، شاگردان خود را به فکر وا می داشت و با ابزار پرسش، بنیان فکری و دانسته های آن ها را متزلزل می کرد تا شاگردان را هدایت کند که خودشان مفاهیم جدید را کشف کنند. سقراط عقیده داشت که دانش در طبیعت افراد وجود دارد، کافى است مربی بستری را فراهم کند تا فرد، خودش به آگاهی لازم برسد. فرد ممکن است به خاطر آشفتگی فکری یا تحلیل‌ نامناسب موضوع و یا فراموشی، از این دانش استفاده نکند و نیاز است تا با پرسش و پاسخ درباره  آن، گرد فراموشی از روی آن پاک و نتیجه یمطلوب آشکار شود. در طول تاریخ اندیشمندان بسیاری بودند که رویکردهای کوچینگی آنها، شناخته شده است. به عنوان نمونه، گالیله معتقد بود که نمی توان چیزی را به کسی یاد داد، تنها می توان به افراد کمک کرد تا آن را در درون خود پیدا کنند. ولی هنوز تا تثبیت سبک و فرایندی به نام کوچینگ، راه درازی باقی بود.

 

 

کتاب “بازی درونی تنیس”، نوشته تیموتی گالوی (Timothy Gallwey: ” The Inner Game of Tennis 1974   که  آغازی بر توسعه کُوچینگ به شکل امروزی آن است. مفهوم ارزشمند این کتاب درباره یک حریف درونی است گه در بازی تنیس، به  حریفِ آن طرف تور، اضافه می شود. این حریف، صدایی درونی است که قضاوت و انتقاد می کند و هر حرکت ما را حدس می زند، حریفی که ساخته و پرداخته ذهن ما است و معمولا موجب تضعیف ما می شود. گالوی در کتاب خود از بازی های درونی گُلف، موسیقی، اِسکی و کار نیز صحبت میکند.

 

 

 

بیشتر ما این واقعیت که افراد مشهور و قدرتمند جهان، همواره یک کوچ یا مربی، در کنار خود دارند را شنیده ایم. اما در دهه های ۸۰ و ۹۰ میلادی، افراد بسیاری تلاش کرده تند تا کوچینگ را با هدف استفاده عمومی تر، گسترش دهند.

وِرنِر هانس اِرهارد، نویسنده و سخنران آمریکایی است که به طور گسترده ای در مورد تفکر انتقادی و مُدل های تحول فردی و سازمانی، فعالیتنموده است بر پایه نظرات ژوزف اُ.کانُور و آندریا لاجِس ( O’Connor and Lages 2007 )  او توانست سبک کوچینگ را در دهه ۷۰ بیش از پیش گسترش دهد  و تا پایان دوران کاری خود در سال ۱۹۹۱ به اوج برساند.

 

 

 

 توماس جِی.لئونارد Thoma J Leonard ، که در دهه ۱۹۸۰ در جریان فعالیت های حرفه ای خود به عنوان یک مشاور مالی، متوجه شد اغلب افرادی که برای گرفتن توصیه های مالی به او مراجعه می کنند، مسائل مالی تنها بخش کوچکی از مشکلاتشان محسوب میشود و آنچه که واقعاً به دنبال آن هستند توصیه های عمیق زندگی است.

بنابراین لئونارد با توجه به ذهنیت و پیشینه تخصصی مالی و شمّ تجاریش شروع به ارائه خدمات مشاوره زندگی کرد، متُدولوژی کُوچینگ شکل گرفت و خودش را کُوچ معرفی می کرد.

ایجاد محبوبیت و بین الملی ساختن حرفه کوچینگ در دهه ۱۹۹۰ میلادی به ویژه در آمریکا، از دستاوردهای کاری او است. وی موسس  Coach U، ( ICF: International Coach Federation )  و     است و به عنوان مدیر دپارتمان مالی ( IAC: International Association of Coaching ) نیز در تأسیس آن، نقش اساسی داشت و همچنین مشارکت جدی در تأسیس  ( CTI: The Coaches Training Institute ).

 

جان ویتمُور و گراهام اَلِکساندر، رویکرد ” بازی درونی ” را در سال ۱۹۸۱ برای بریتانیا و اروپا به ارمغان آوردند و این رویکرد را کُوچینگ نامگذاری کردند. اَلِکساندر آموزه های اِرهارد و ایده های بازی درونی گلوی را برای توسعه یک مدل جدید کُوچینگ در سال ۱۹۸۵ با هم ترکیب کرد، رویکردی که مدل رُشد ( Grow Model ) نام گرفت.

از طرف دیگر، ویتمُور در سال ۱۹۹۲ ایده های گلوی را در زمینه کُوچینگ کسب و کار، در کتابی به نام کُوچینگ برای عملکرد (Coaching for Performance) منتشر کرد. این کتاب به حدی تاثیرگذار بود که  باعث شد بسیاری از او به عنوان اولین کسی که باعث شد کُوچینگ به عنوان یک حرفه مستقل ظهور پیدا کند، یاد می کنند.

 

 

نقطه اوج واقعی در گسترش کُوچینگ احتمالاً در میانه دهه ۹۰ میلادبود، زمانی که واقعاً کُوچینگ کسب و کار رونق بسیاری یافت و شرکت IBM  اولین شرکت بزرگی بود که از کُوچینگ به عنوان یک راهبُرد در جهت بهبود عملکرد پرسنل در کسب و کار استفاده کرد. با ظُهور و افزایش تعداد سازمان های مسطح (سازمان هایی که از ساختار سازمانی هرمی تبعیت نمی کنند) که موجب حذف بسیاری از سطوح مدیران میانی سابق شد با چالش خلاء رهبری نیز مواجه هستیم که در این میان، کُوچینگ اجرایی و کسب و کار ، با ارائه یک ارتباط تعاملی بر پایه گفتگوی مداوم با کارکنان، این نقش را به جای آموزش و مشاوره صرف به خوبی بعهده گرفته خلاء موجود را پُر می کند.

بین سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۴ شاهد ظُهور کُوچینگ به عنوان یک حرفه مستقل هستیم و شاهد این تغییرات را رشد چشمگیر کُوچینگ و شکل گیری ذهنیت پذیرش عموم جامعه نسبت به آن است.

کوچینگ در سال های اخیر، در ایران نیز توسعه یافته و افراد و مجموعه های  مختلف، خدمات کوچینگ را برای افراد و سازمان ها، قابل دسترس ساخته اند. چشم انداز این حرفه، با توجه به تاخیر رسیدن موج های تحول جهانی به کشور ما، بسیار روشن است. مجموعه کوچینگ ایرانیان، ارایه خدمات کوچینگ را در کشور عزیزمان، با هدف تبدیل تغییر به رشد، برای افراد و سازمان ها، فراهم نموده است.