نوشته‌ها

(قانون بالن) در کوچینگ

یک قانون جادویی  که در کوچینگ شخصی و سازمانی بسیار کارآمد است و در لحظات دشوار و در بن بست های گفتگوی کوچینگ بسیار به کار می آید، (قانون بالن) است.

این قانون از شما می‌خواهد که عادت‌های بدتان را کنار بگذارید، از افکار بازدارنده و انسان‌های منفی فاصله بگیرید.

قانون بالن هرچند ساده به نظر میرسد ولی دارای اصولیست که هر کدام آن گامی بلند به سوی موفقیت است.

با ما همراه باشید تا برخی از این اصول را با هم مرور کنیم و با انجام تمرین های آن، با کاربرد عملی این قانون آشناتر شوید.

حتما تا به حال پیش آمده که با وجود مشخص بودن هدف و برنامه ریزی برای رسیدن به آن، چالش ها شما را از مسیرتان منحرف و یا موانع، شما را از ادامه مسیر بازمی دارند دراین مواقع است که قانون بالن به شکل معجزه آسایی به یاری ما می آید.

گام اول: وزنه های بالن موفقیتمان را بشناسیم

آنچه بالن را از بالا رفتن باز می دارد وزنه ها و کیسه های شنیست که به آن متصل است. چه چیزی شما را در مسیر اهدافتان سنگین کرده و نمیگذارد اوج بگیرید؟

وسایل اضافه و به‌دردنخور خانه که نه به کارتان می‌آیند و نه اجازه می‌دهند خانه‌تان را مرتب کنید، نمودی از این مفهوم هستند.

قانون بالن می‌گوید هر چیز اضافی که به دست و پایتان پیچیده و اجازه نمی‌دهد در مسیر اهدافتان رشد کنید را دور بریزید. تا بتوانید اوج بگیرید؛ درست مثل بالن. کسی که می‌خواهد بالن را هدایت کند خیلی خوب می‌داند برای اوج گرفتن و بالا رفتن باید بار اضافی بالن را کم کند.

به طور مثال، اگر بیش از اندازه به حرف مردم اهمیت می‌دهید بدانید هیچ وقت نمی‌توانید زندگی آرامی داشته باشید. از فکر کردن به اینکه دیگران شما را چگونه قضاوت می‌کنند و پشت سرتان چه حرف‌هایی می‌زنند دست بردارید. یعنی عادت اهمیت دادن به حرف‌ها و پیش داوری‌های دیگران را مانند وزنه ای از بالن تان جدا کنید.

مدیریت زمان داشته باشیم و کارهای مهم را وقتی که هنوز فرصت داریم انجام دهیم، انجام کارهای مهم در زمانی که فرصت کمی باقیست از وزنه های بسیار سنگین زندگی هستند. برای این کار لازم است کمی منظم باشید. مرتب و منظم بودن و با برنامه پیش رفتن تا حد زیادی استرس را از شما دور می‌کند.

رابطه‌تان را با افراد منفی‌گرا، نا امید و افرادی که بیشتر حرف می‌زنند و کمتر عمل می‌کنند کمرنگ کنید. حتما شنیده اید که می‌گویند شما شبیه میانگین پنج نفری که بیشترین ارتباط را با آنها دارید میشوید. اگر دل‌تان نمی‌خواهد ناامیدی بپیچد به دست و پای‌تان، تا حد امکان از این افراد فاصله بگیرید.

خاطرات تلخ گذشته را دور بریزید. از مرور کردن چیزهایی که می‌خواستید و به آن نرسیده اید، اهدافی که در گذشته داشته اید و شکست خورده است وهرآنچه یادآوری آن حال‌تان را بد می‌کند دست بردارید زیرا انها تصمیم گیری های آینده را بسیار دشوار میسازند.

عادت‌هایی که سلامتی‌تان را به مخاطره می اندازد دور بریزید. مثلا هر فردی در یک شبانه روز به 8 ساعت خواب نیاز دارد. اگر عادت به کم خوابی دارید آن را کنار بگذارید. سیگار کشیدن را فراموش کنید. و روی درست تنفس کردن کار کنید. بیش از حد برای چرخیدن در فضای مجازی وقت نگذارید و…

این ها مثال های اندکی صدها وزنه ای است که به بالن شما متصل است .

تمرین شماره یک: یکی از اهدافتان را چه در زندگی شخصی و کاری مشخص کنید و وزنه های سنگینی که به بالن هدف شما وصل شده و مانع بالا رفتن آن میشود را بنویسید.یادتان باشد که این وزنه ها میتواند به شکل های گوناگون وجود داشته باشد.پس با نگاهی عمیق تر به مسئله خود نگاه کنید.

نکته مهم: اگر هدف یا اهدافی به طور مشخص و حرفه ای، برای خود تعیین نکرده اید، قانون بالن ممکن است شما را گمراه کند بنابراین ابتدا باید اهداف خود را تعیین کنید.

گام دوم :مشعل بالن ما چیست

بالن ها برای بالا رفتن نیاز به انرژی دارند، انرژی از درونشان که تا پایان مسیر فروزنده و پابرجاست .هر حرکتی به سوی یک هدف نیاز به یک مشعل درونی دارد که در مسائل شخصی و کاری میتواند بسیار متفاوت باشد شناخت این مشعل ها و روشن نگه داشتن آنها بسیار حیاتیست زیرا که بدون آن بالن ما سقوط خواهد کرد.

در بسیاری از مسائل شخصی این مشعل درونی، انگیزه ایست که ما را به سمت آن هدف میکشاند.آیا این انگیزه به اندازه هدفمان بزرگ است ؟آیا میتواند تا پایان این مسیر دشوار، فروزان باقی بماند؟اگر چنین مشعلی نداریم تا دیر نشده جلوی حرکت بالن را بگیریم چون پایان سوخت این مشعل در ارتفاع بالا بسیار خطرناک است.

به جز انگیزه درونی،  ویژگی های شخصیتی و مهارت های ما هم میتوانند بخشی از مشعل محسوب گردند، که به آنها نقاط قوت میگوییم یادمان باشد که برخی از ویژگی ها و مهارت ها در زندگی شخصی و کاری، بسته به نوع هدف میتوانند منفی یا مثبت باشند بنابراین با در نظر گرفتن مقصد بالن که همان هدف ماست، باید آنها را قضاوت کنیم.

تمرین شماره دو: مشعل درونیتان چیست آیا آن را میشناسید؟ بنویسید که به نظر شما این مشعل چگونه میتواند تا پایان راه، روشن بماند.

گام سوم:نیروی باد

یادمان باشد که بالن، هواپیما نیست و بنابراین بادهای موافق و مخالف هستنند که بیشترین تاثیر را در حرکت بالن دارند.این بادها در دنیای واقعی، فرصت ها و چالش های مسیر هستند.نیروهایی که خارج از کنترل ما مساِئل زندگی و پروژه های کاریمان را تحت تاثیر قرار می دهند.

اگر بادهای مخالف بسیار قوی تر از نسیم موافق هستند،عاقلانه تر آن هست که قبل از روشن کردن مشعل و جدا کردن وزنه ها، دوبار فکر کنیم.

تمرین شماره سه:بادها در مسیر هدفتان به کدام سو میوزند؟روی کاغذ بنویسید که عوامل بیرونی تاثیرگزاردر مسیر هدفتان چیست.بادهای موافق، فرصت های پیش رو شما هستند وبادهای مخالف، چالش های مسیر شما.

یادتان باشد که این فرصت ها و چالش ها، بیرونی هستند و نباید با نقاط ضعف و قوت های خودتان اشتباه بگیرید.

جمع بندی:

دوستانی که با اصول مدیریت آشنا هستند حتما مفهوم SWOT آشنا هستند ورد پای آن  را دربخش هایی از قانون بالن میبینند. به یاد داشته باشیم که جای خالی نقاط ضعف در این قانون به خاطر نوع نگاه سبک کوچینگ است، نگاهی که در آن تمرکز بیشتر در نقاط قوت است و داشته هایمان.حال که این سه تمرین را انجام داده اید با کنار هم قرار دادن آنها میتوانید از زاویه نگاه قانون بالن به مسئله خود بنگرید. اگر مشعل فروزانی دارید که شما را تا رسیدن به هدف همراهی میکند و بادهای موافقی که یاریگر شما در حرکت به سمت و سوی مناسب هستند، آرام آرام وزنه هار از بالن موفقیت جدا میکنیم.بسیاری از مردم این کار را بر عکس انجام می دهند وقتی که اوج میگیرند تازه به این فکر میکنند که سوخت کافی برای ادامه مسیر دارند و یا اینکه بادها به نفع آنها میوزند یا نه. این چنین است که بیشتر آدمها به اندازه لیاقتشان، رشد نمی کنند و جلوی اشتباهاتشان را وقتی میگیرند که سقوط های دردناکی درانتظارشان است. همیشه وجود یک کوچ حرفه ای در بررسی کفایت بادهای موافق و مشعل مناسب، یاری گر ماست.

نظر و تجربه های خود را در قسمت دیدگاه با ما به اشتراک بگذارید.

نگاه گورخری

هیچ کس بد مطلق یا خوب مطلق نیست

داستان کوتاهی از سیلور استاین

 از گورخری پرسیدند: تو سفیدی با را ه راه ها ی سیاه یا اینکه سیاهی با راه راه های سفید؟

گورخر نگاهی کرد و پرسید: تو خوبی با عادت های بد ، یا بدی و با عادت های خوب ؟ ساکتی بعضی وقت ها شلوغ می کنی، یا شلوغی و بعضی وقتها ساکت می شی؟

خوشحالی بعضی روزها ناراحتی، یا  افسرده ای و بعضی روزها خوشحالی؟

همه لباس هات تمیزن فقط پیراهنت کثیفه، یا همه لباس هات کثیفن و فقط شلوارت تمیزه؟

و من دیگه هیچ وقت از گورخرها درباره ی راه راهاشون چیزی نپرسیدم.

داشتن دیدگاه گورخری به پدیده ها به این معنی است که فکر نکنیم آدم ها فقط خوب و یا فقط بد هستند.

بلکه آدم ها را مجموعه ای از ویژگی های خوب و بد بدانیم.

یک داستان فرعی:

در سال‌های اول مدرسه که مبصر کلاس بودم، ناظم و معلم از من می‌خواستند روی تخته سیاه، خطی عمودی بکشم و یک طرف «خوب‌ها» و طرف دیگر، «بدها» را یادداشت کنم و هر کسی که سر و صدا می‌کرد در فهرست بدها قرار می‌گرفت و هر کسی که آرام و ساکت می‌نشست، جزء «خوب‌ها» بود.

طبیعتاً مبصر بودن در همان دوران بچگی، همیشه با این وسوسه هم همراه بود تا آن‌هایی که از آن‌ها خوشم نمی‌آمد، «بد» باشند و آن‌هایی که از آن‌ها خوشم می‌آمد، نام‌شان در سمت راست تخته و به عنوان «خوب‌ها» نوشته شود.

این نگاه که آدم‌ها یا خوبند یا بد، سابقه‌ای طولانی‌تر دارد و منحصر به مدارس نیست. درواقع از همان کودکی، سؤالاتی از کودکان پرسیده می‌شود که بذر این دو-گانگی را در ذهن‌شان می‌کارد: «بابا رو بیشتر دوست داری یا مامان رو؟»، «علم بهتر است یا ثروت؟» و…

از سوی دیگر مدام به کودکان گفته می‌شود که آدم‌ها یا خوبند یا بد، یا قابل اعتمادند یا غیرقابل اعتماد و در زندگی یا باید برنده باشی یا بازنده، یا پیروز باشی یا شکست‌خورده، یا پولدار باشی یا فقیر، یا شاد باشی یا ناراحت و… در نتیجه همیشه دو گزینه وجود دارد و چاره‌ای نیست جز اینکه یکی از این دو گزینه را انتخاب کنیم.

هر وقت که ما یک سری باید و نباید برای خودمان و دیگران  مشخص می کنیم.  رفتار دیگران را را با آن باید ها و نباید ها می سنجیم. در اینصورت شرایط مناسبی برای گفت و گو وارتباط  فراهم نخواهد شد. زیرا  اعتقاد داریم که نگرش درست، نگاه من و راه درست، راه من است.

در نتیجه می خواهیم به این نتیجه برسیم که ما برتر یا بهتر هستیم. بنابراین، برای ایجاد رابطه سالم نیاز است که با دیدگاه گورخری به زندگی و روابط بنگریم

 یعنی  پدیده های دنیا و آدم ها نه بد هستند و نه خوب. بلکه مجموعه ای از ویژگی های  مطلوب و نامطلوب هستند.

کسی که قبول نمیکند دارای جنبه های نامناسب در درون خود است، بیشتر وارد مکانیزم دفاعی به نام”انکار” می شود.

با این انکار سرکوب مکانیزم های دفاعی به راه خواهد افتاد. در نتیجه احتمال زیادی وجود دارد که جنبه های نامناسب خود را در دیگران جستجوو پیدا کنیم یا در دیگران ببینیم.

نگاه سیاه و سفید، نگاه تمرکز و تاکید بر باورهای مطلق نگر است.

اولین بار افلاطون مطلق اندیشی را مطرح کرد. در مطلق گرایی نوعی گرایش به کمال مطلق نهفته است.

آیا افرادی که مانند من فکر نمی کنند می توانند آدم های خوب یا دوست داشتنی باشند؟

کوچینگ، نوآوری، خلاقیت و ایده ، راز کسب و کارهای پیشرو

این روزها  سه واژه نوآوری، خلاقیت و ایده پردازی  در اینترنت و در سبک کوچینگ، بسیار مورد توجه است بگونه ای که گاهی آنها با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند و همچنین افسانه های شگفت انگیزی از موفقیت های قطعی نتایج دوره ها و پکیج های آموزشی، گاه و بیگاه به گوش می رسد!

بهترین کار این است که هرکدام از این مفاهیم، به دقت تعریف شود تا تفاوت هایشان درک شود تا کاربرد کوچینگ نیز در این زمینه، شفافتر گردد.

 نوآوری(Innovation)، بکارگیری ایده‌های نوین ناشی از خلاقیت(Creativity) است. در واقع به پیاده ساختن ایده ناشی از خلاقیت که به صورت یک محصول(Product) یا خدمت (Service) تازه ارائه شود، نوآوری گنامیده می شود اختراع (Invention) به معنای «پدید آوردن محصول جدید» است، اما نوآوری فراتر از آن است و به معنای «معرفی محصولی تازه» است که با ابداع و عرضه صورت می‌گیرد.  نوآوری زمانی رخ می‌دهد که ایده به صورت محصول، فرآیند یا خدمتی توسعه یابد. تعاریف مختلفی از نوآوری ارائه شده ‌است. !

مایکل تاشمن نوآوری را بستر پیروزی در کسب وکار دانسته تا مدیران در پی شناسایی چرخه فناوری و جویبار نوآوری بتوانند به کمک انجام دگرگونی‌های ناپیوسته در سازمان، به امتیازهای ناشی از آن‌ها برسند.

پیتر دراکر، نوآوری را همانند هر فعالیت عینی درکنار نبوغ و استعداد، نیازمند دانش، توجه و سختکـــوشی همه دست اندرکاران می‌داند. او معتقد است آنچه در میان کارآفرینان مشترک یافتم نه گونه خاصی از شخصیت بلکه تعهد سیستماتیک به نوآوری بوده است.

خلاقیت Creativity فرآیند ذهنی کشف ایده‌ها و مفاهیم، یا ترکیب ایده‌ها و مفاهیمِ موجود است که توسط فرآیند بینش خودآگاه یا ناخودآگاه تحریک می‌شود. به عبارت دیگر، خلاقیت یعنی بکارگیری توانایی‌های ذهنی برای ایجاد یا تبلور یک فکر یا مفهوم جدید که برخی نیز آن را به ترکیب ایده‌ها یا ایجاد پیوستگی بین ایده‌ها تعبیر نموده‌اند. در تعریفی دیگر خلاقیت بازی با تخیل و امکانات است که در حین تعامل با عقاید، افراد و محیط، منجر به ارتباطات و نتایج جدید و معنا دار می شود. (بیشتر)

) ایده ایده (Idea) یک طرح ذهنی است. شاید بتوان ایده دادن را اولین گام برای حل یک مشکل یا برآورده کردن یک نیاز دانست. به عبارت دیگر ایده ساده‌ترین راه حلی است که انسان در برابر یک مساله یا نیاز به آن فکر می‌کند. هر چند می‌توان یک ایده را بسط داد و پیچیده کرد. طرح یک ایده، با توجه به ماهیت ذهنی آن، می‌تواند فارغ از هر گونه قید و بندی صورت پذیرد. اما برای عملی کردن آن، باید به بسیاری از این محدودیت ها مثل قوانینی فیزیکی، حقوقی و توجه کرد. طرح ایده‌های نو، رابطه مستقیمی با خیال پردازی و خلاقیت دارد

ااستارتاپ کوچینگ، با توجه به فرایند پرسشگری و تاکید بر شکوفایی ذهن، به شکل روز افزون، جای خود را بین کارافرینان و سازمان های پیشرو، باز میکند. شیوه های قدیمی و مبتنی بر ارایه نسخه های از پیش طراحی شده، مزیت های رقابتی خود را از دست داده و کوچینگ، جای آنها را پر میکند.کوچینگ ایرانیان با درک اهمیت این موضوع، برجسته ترین کوچ های کشور را برای تبدیل ایده به کسب و کارهای پیشرو، به همکاری دعوت کرده است. شما نیز می توانید با بهره گیری هوشمندانه از این فرصت، راه پیشرفت خود را بسازی

علی یزدان پناه

 

 

 

تحصیلات

کارشناسی ارشد مهندسی عمران

دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی‌تکنیک تهران)            (۱۳۸۵)

 

 

سوابق کاری

رئیس کمیته فنی متناظر شهرها و اجتماعات پایدار</strong> (ISO-TC-268) سازمان جهانی استاندارد (ISO) در ایران (مهرماه ۱۳۹۶ تا کنون)

کوچ (مربی) حرفه ای رشد و توسعه شخصی و سازمانی. مدیر مجموعه کوچینگ ایرانیان

عضو کمیته علمی و سر داور جایزه ملی مسئولیت پذیری و پاسخگویی سلامت- جشنواره مولفه های اجتماعی موثر بر سلامت (۱۳۹۳ تا کنون)

عضو کمیسیون تدوین استاندارد ملی Iso 14001 در اداره کل استاندارد استان تهران

داور مدعو مجلات علمی معتبر داخلی و خارجی

 شهرداری تهران:

رئیس اداره ارزیابی و استانداردهای محیط زیست مرکز مدیریت محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران  ۱۳۹۵-۱۳۹۶

مدرس تائید شده دوره های آموزشی ضمن خدمت کارکنان شهرداری تهران

رئیس گروه استانداردهای محیط زیست ستاد محیط زیست و توسعه پایدار ۱۳۹۳-۱۳۹۴

مشاور رئیس ستاد محیط زیست و توسعه پایدار در امور هماهنگی و برنامه ریزی ۱۳۹۲

مدیر کمیته ارزیابی و استانداردها و مسئول امور مناطق ستاد محیط زیست و توسعه پایدار  ۱۳۹۰-۱۳۹۱

کارشناس گروه مدیریت محیط زیست  ۱۳۸۵-۱۳۹۰

  • نماینده شهرداری تهران در برنامه مدیریت محیط زیستی پایدار اجلاس کلانشهرهای آسیا در شهر سئول کره جنوبی
  • عضو انجمن مهندسین عمران آمریکا ASCE

دفتر تحقیقات و برنامه‌ریزی مدیریت منابع آب و محیط‌زیست (وابسته به دفتر ارتباط با صنعت دانشگاه‌های صنعتی امیرکبیر و تهران)، (دی‌ماه ۱۳۸۳ تا دی‌ماه ۱۳۸۵)

عضو تیم مدیریت بحران سیل دفتر تحقیقات منابع آب و محیط‌زیست

عضو تیم تحقیقاتی سیگنال‌های بزرگ‌مقیاس اقلیمی

 

 

  خلاصه ای از انتشارات علمی

  • Effects of Large Scale Climate Signals on Iran Monsoon Rainfall

An International  Perspective on Environment and Water Resources, ASCE, EWRI, India 2006

 

  • Prediction of Monsoon Rainfall Using Large Scale Climate Signals: A Case Study

World Environmental and Water Resources Congress, ASCE, EWRI, Tampa, Florida, USA                           ۲۰۰

۷

استقرار نظام مدیریت محیط‌زیست بر مبنای استاندارد ISO 14001 در شهرداری تهران

ششمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت، تهران، ۱۳۸۷

 

بررسی چالش‌ها، فرصت‌ها و پیامدهای زیست‌محیطی ناسی از کانال‌ها و مسیل‌های جمع‌‌آوری آب‌های سطحی شهر تهران

دومین همایش مهندسی محیط زیست ایران. دانشگاه تهران، ۱۳۸۷

 

بررسی مشکلات زیست‌محیطی ناشی از ورود زباله به شبکه آب‌های سطحی شهر تهران و راهکار‌های مقابله با آن

اولین همایش مهندسی محیط‌زیست ایران. دانشگاه تهران، ۱۳۸۵

 

 

 

 خلاصه ای از دوره‌های تخصصی و آموزشی

دوره ها و آموزش های داخلی و خارجی در زمینه مهارت های حرفه ای کوچینگ

کارگاه آموزشی بین‌المللی در زمینه تامین آب، مدیریت پساب، سیستم‌های جمع‌آوری آب‌های سطحی شهری و استفاده مجدد از پساب. دوره آموزشی مشترک دانشگاه‌های صنعتی امیرکبیر و اکستر انگلستان.

دوره آموزشی شناخت و تدوین هدف و استراتژی

گواهی‌نامه دوره مقدماتی و پیشرفته مهندسی ارزش (Value Engineering) از دفتر تحقیقات سیمان دانشگاه علم و صنعت ایران. تحت لیسانس دفتر مهندسی اررش وزارت صنایع و معادن

گواهینامه بین‌المللی ممیزی داخلی سیستم مدیریت یکپارچه (IMS) از شرکت BV فرانسه

گواهی‌نامه بین‌المللی مستندسازی سیستم مدیریت محیط‌زیست ISO 14001 از شرکت  (Moody International

گواهینامه بین‌الملی ممیزی سیستم مدیریت محیط‌زیست ISO 14001   از شرکت Quality Austria (OQS)  اتریش.

گواهینامه بین‌المللی شناسایی و ارزیابی جنبه‌های زیست‌محیطی از شرکت IMQ ایتالیا.

 گواهینامه بین‌الملی سر ممیزی سیستم مدیریت محیط‌زیست ISO 14001   از شرکت SGS سوئیس

 

با تفاوت ریسک اعدم قطعیت و اهمیت آن در تصمیم گیری آشناتر شویم

 

 

جلسات کوچینگ اغلب سرشار از لحظات تصمیم است که هجوم ریسک ها و عدم قظعیت ها، بازی های ذهنی شگرفی را برای مراجع، خلق می کنند. آشمایی با این دو مفهوم متفاوت، تصمیم گیری شفافتر برای زندگی و کسب و کارمان را ممکنتر میکند. به ویژه وقتی با کارکرد منطقه امیکدال مغز در این ارتباط، بیشتر آشنا شویم:

 

فرض کنید دو جعبه داریم. جعبه الف حاوی صد توپ است، پنجاه تا قرمز و پنجاه تا مشکی.

جعبه ب هم صد تا توپ دارد،‌ اما نمی دانی چندتای شان قرمزند و چندتای شان مشکی.

اگر بدون نگاه کردن یکی از جعبه ها را برداری و توپ قرمز از آن بیرون بیاوری، صد دلار برنده می شوی.

⁉️کدام جعبه را انتخاب می کنی؟ الف یا ب؟

اکثر مردم جعبه الف را انتخاب می کنند.

 

بیایید با همین جعبه ها یکبار دیگر بازی کنیم. این دفعه اگر توپ مشکی برداری، صد دلار می بری.

⁉️الان سراغ کدام جعبه می روی؟

اغلب مردم دوباره جعبه الف را انتخاب می کنند. اما این غیر منطقی است!

در دور اول، تو فرض کردی جعبه ب توپ قرمز کمتر (و توپ مشکی بیشتری) دارد. بنابراین، به لحاظ منطقی باید این بار جعبه ب را انتخاب کنی. نگران نباش. بر خلاف انتظار در این خطا تنها نیستی.

 

به این نتیجه پارادوکس السبرگ می گویند که به احترام دانیل السبرگ (Daniel Ellsberg)، روان شناس سابق هاروارد، این طور نامگذاری شده است.

✍پارادوکس السبرگ به طور تجربی ثابت می کند ما احتمالات معلوم را به احتمالات نامعلوم ترجیح می دهیم.

 

ریسک یعنی این که احتمالات معلوم اند.

عدم قطعیت یعنی احتمالات نامعلوم اند.

 

در قلمرو عدم قطعیت اتخاذ تصمیم بسیار دشوارتر است.

واژه های ریسک و عدم قطعیت به اندازه کاپوچینو و اسپرسو اشتباه گرفته می شوند، البته با عواقب جدی تر.

تو با ریسک می توانی محاسباتت را انجام بدهی، ولی با عدم قطعیت نمی توانی.

 

به همین دلیل، تلاش می کنیم عدم قطعیت را در طبقه بندی های ریسک وارد کنیم، اما واقعاً جایی برایش نیست.

به این دو مثال دقت کن: یکی درباره پزشکی (که صدق می کند) و یکی از اقتصاد (که صدق نمی کند).

@ospco

میلیاردها انسان روی زمین زندگی می کنند. اندام های ما تفاوت زیادی با هم ندارند. همه مان قامت تقریباً یکسانی داریم (قد هیچ کس سی متر نیست) و سن و سال مشابه (هیچ کس ده هزار سال یا یک هزارم ثانیه عمر نمیکند).

اغلب ما دو چشم، چهار دریچه قلب و سی و دو دندان داریم. در واقع، متجانس هستیم؛ شبیه به همدیگر، همان طور که موش ها شبیه هم اند. به همین دلیل، بیماری های مشابهی هم وجود دارند و کاملاً منطقی است اگر مثلاً بگوییم سی درصد ریسک وجود دارد که به خاطر سرطان بمیری.»

 

به عبارت دیگر، این ادعا بی معناست سی درصد احتمال دارد ارزش یورو ظرف پنج سال آینده با کاهش مواجه شود.» چرا؟ چون اقتصاد در حوزه عدم قطعیت قرار می گیرد.

میلیاردها واحد پولی قابل مقایسه وجود ندارد که از پیشینه تاریخی آنها بتوانیم چنین احتمالاتی را محاسبه کنیم.

تفاوت بین ریسک و عدم قطعیت تفاوت بین بیمه عمر و قرارداد معاوضه اعتباری (CDS) را توصیف می کند. CDS نوعی سیاست بیمه ای در قبال مشکلات خاص مانند ناتوانی شرکت در پرداخت هاست.

در مورد اول (بیمه عمر)، در حوزه قابل محاسبه ریسک هستیم؛ در مورد دوم (سی.دی.اس)، با عدم قطعیت مواجه ایم.

این سردرگمی در ایجاد بحران مالی سال ۲۰۰۸ نقش داشت. اگر چنین عباراتی را شنیدید، نگران نشوید «ریسک تورم حاد فلان درصد است» یا «ریسک ارزش خالص دارایی بهمان است».

 

برای اجتناب از قضاوت عجولانه، باید یاد بگیری عدم قطعیت را تحمل کنی، کار سختی است و نمی توانی همواره بر آن تأثیر بگذاری.

 

آمیگدال نقشی حیاتی ایفا می کند. آمیگدال منطقه ای به اندازه بادام در وسط مغز انسان است که مسئولیت پردازش احساسات و خاطرات را بر عهده دارد.

بسته به ساختار آمیگدال ذهنت، عدم قطعیت را آسان تر یا دشوارتر تحمل می کنی. این به خصوص در جهت گیری های سیاسی ات آشکار است.

هر چه از عدم قطعیت متنفرتر باشی، محافظه کارانه تر رأی می دهی.

دیدگاه های سیاسی تو تا حدی ریشه های بیولوژیکی هم دارند.

در هر دو حالت، هر کسی که امیدوار است شفاف فکر کند باید تفاوت بین ریسک و عدم قطعیت را متوجه بشود.

فقط در چند حوزه محدود می توانیم روی احتمالات حساب کنیم: کازینوها، پرتاپ سکه و کتاب های احتمالات.

 

اغلب اوقات با مشکل عدم قطعیت مواجه ایم. یاد بگیر با آن کنار بیایی.